اندیکاتورها معتبر هستند یا نه – آیا می توانیم با اندیکاتورها معامله کنیم و نتیجه ی خوبی بگیریم

اندیکاتورها معتبر هستند یا نه

مکدی، RSI، استوکاستیک، ایچیموکو و خیلی از اندیکاتورها و اسیلاتورهای دیگر…

آیا اینا هنوز کار می کنند و یا می توانیم با این ابزارها معامله کنیم و نتیجه ی خوبی بگیریم؟

یکی از بزرگترین اشتباهات رایج در میان معامله‌گران بازارهای فارکس، رمزارزها و سهام، دیدگاه نادرستی است که از اندیکاتورها دارند.
در این مقاله می خواهیم در مورد اشتباهاتی که در استفاده از اندیکاتورها وجود دارد صحبت کنیم.

مهمترین نکته‌ در باب استفاده از اندیکاتورها که در واقع دلیل اصلی عدم موفقیت اکثر معامله‌گران در استفاده از اندیکاتورها می باشد این است که اندیکاتورها سیگنال نمی دهند. شاید درک این موضوع کمی سخت باشد چون در زمان یادگرفتن بسیاری از اندیکاتورها، به ما گفته شده که این اندیکاتور یا اسیلاتور در این حالت ها و موقعیت ها سیگنال خرید یا فروش می دهند.

اندیکاتورها هیچ سیگنالی صادر نمی‌کنند و به شما نمی‌گویند چه وقتی بفروشید یا چه زمانی خرید کنید. آن‌ها حتی به شما نمی‌گویند چه وقتی یک دارایی یا جفت‌ارز به حد اشباع خرید یا اشباع فروش رسیده است!

اندیکاتورها فقط به شما اطلاعات می دهند و اساساً این تنها کاریست که آن‌ها انجام می دهند. اندیکاتورها اطلاعاتی در خصوص قیمت و نحوه حرکت آن، چگونگی شکل‌گیری کندل‌ها و مقایسه حال و گذشته به شما ارائه می‌دهند.

ذات و طبیعت اندیکاتورها این است که اطلاعات قیمت که در نمودارها مشخص می باشد، مانند HIGH، LOW، OPEN و CLOSE را از کندل استیک ها دریافت می‌کنند، سپس با یک فرمول ریاضی، نتیجه را بصورت تصویری به شما نشان می‌دهند.

پس یک معامله‌گر باید اطلاعات بدست آمده از اندیکاتورهای خود را تفسیر کرده و از طریق آن به مسیر و داستان “پرایس اکشن” پی ببرد.

مشکل بیشتر افراد هم همینجاست

اکثر معامله‌گران اصلا هیچ دقتی روی اندیکاتور مورد استفاده خود ندارند و اصلا هیچ زمان حتی فرمول بکار رفته در آن اندیکاتور خود را درک نکرده‌اند. پس این افراد از اندیکاتورهای خود به طرز غلطی استفاده می‌کنند و نتیجه ی کارشان جز ضررهای متوالیی نیست.

اگر فقط به دنبال یک کراس در RSI هستید، اگر مدت ها منتظر می مانید تا یک اندیکاتور وارد ناحیه اشباع خرید یا اشباع فروش گردد و یا اگر فقط منتظر یک کراس در اندیکاتور مکدی هستید تا از آن سیگنال خرید یا فروشی بگیرید، در این صورت اندیکاتورها برای شما کارا نخواهند بود و شاید بهتر باشد اصلا با این روش ها در بازار معامله نکنید.

شما نمی‌توانید پرایس اکشن را نادیده بگیرید و صرفاً با مشاهده چند کراس، یا بالا و پایین شدن خطوط اندیکاتورها برای معاملات خود تصمیم بگیرید.

اندیکاتورها صرفا ابزارهایی هستند که از آن‌ها برای تحلیل داده‌های قیمتی استفاده می شود و صرفاً قسمت های خاصی از وضعیت چارت ها را نمایش می‌دهند.

اگر می خواهید موقعیت های سودده روی چارت را شناسایی کنید، ابتدا باید یاد بگیرید به چیزی که نمودارهای قیمت به شما می‌گویند توجه کنید.

الان در بازار خرس ها بازار را در دست دارند یا گاوها؟ قدرت کدام یک بیشتر است؟ موج‌های قیمت به چه شکل در حال شکل گیری هستند؟ آیا مومنتوم حرکت قیمت بیشتر شده یا کمتر؟ واکنش قیمت به حمایت ها و مقاومت ها و بیس ها چگونه بوده؟

همه این‌ها نشانه هایی هستند که به شما کمک می‌کنند به انگیزه و نیّات خریداران و فروشندگان پی ببرید.

برای مثال، یک واگرایی در اندیکاتور RSI به ما می‌گوید که حرکت قیمت به اندازه حرکت قبلی قدرت نداشته، اما آیا باید الان من یک معامله ی سل باز کنم. یک الگوی پین بار نزولی به شما می‌گوید که الان قیمت نسبت به قبل شدت نزولی بیشتری دارد، اما نباید به محض دیدن این الگو، سریعا وارد معامله فروش شد. یک الگوی دو قلو به شما می‌گوید که اندازه ی قدرت به تعادل رسیده و احتمالا روند قبلی به پایان رسیده است اما به این معنی نیست که هر وقت با یک دو قلو مواجه شدید، وارد معامله شوید. “تشخیص اصالت منطقه است که اهمیت دارد.”

هدف از هر روش تحلیل این است که یک راه برای شناسایی نشانه ها و سرنخ های حرکت قیمت به معامله‌گر بدهد تا بتواند در یک مسیر مشخص تصمیم بگیرد. اساساً معامله‌گری همین است، یعنی نشانه‌های حرکت قیمت را جمع‌آوری می‌کنید، سپس آن‌ها را با هم ترکیب می‌کنید و در نهایت به یک جمع‌بندی و تصمیم پیچیده معاملاتی می‌رسید. نه اینکه از یک یا چند اندیکاتور سیگنال بگیرید.

در نهایت می توان اینطور نتیجه گرفت که اندیکاتورها و اسیلاتورها برای تریدرهای تازه کار که هنوز نمی توانند چارت و حرکت های آن را به خوبی درک کنند و بیشتر احتیاج دارند تا کسی به آن ها راهنمایی کند و بگوید که چه پوزیشنی باید بگیرند مفیدتر است و آن ها هم باید برای کسب موفقیت بیشتر و بهتر روی به فراگیری و درک زبان بازار بیاورند.

برای مشاهده دیگر مقالات ما اینجا کلیک کنید.

مقالات مرتبط

روانشناسی معاملاتی چیست و شامل چه بخش‌هاییست

سه اصل مهم در معامله گری را می توان شامل: روانشناسی ترید یا روانشناسی معاملاتی و روانشناسی بازار، استراتژی معاملاتی و نهایتا مدیریت ریسک و سرمایه دانست. احساسات تریدرها به عنوان نیروی محرک روانشناسی در تصمیمات معاملاتی آن ها عمل کرده و تصمیمات معاملاتی و اقتصادی را می توان ناشی از آن دانست.
روانشناسی بازار و روانشناسی ترید، دو مبحث متفاوت هستند که در این مقاله به اختصار به بررسی تفاوت های آن ها پرداختیم و مثال هایی از بازار خرسی و گاوی یا همان بریش (Bearish) و بولیش (Bullish) را می بینیم.

ترس از دست دادن معامله گران

در هر زمانی از روز، هزاران بازار وجود دارد که منتظر شماهستند. صدها هزار نمودار در بیست و چهار ساعت شبانه روز و ۵ روز هفته در حال نوسان و حرکت هستند که هر تیک آن می تواند براي شما پولسازي کند. برخوردن به معاملات از دست رفته می تواند چالشی واقعی براي معامله گران باشد، و هر روز شما با پول هایی سر و کار دارید که وارد حساب معاملاتی تان نشده اند. اینکه ببینید که این پول چقدر بوده است ذهنیت معامله گر را با چالشی جدي روبرو کرده و منجر به اشتباهات بزرگ در معامله گري می شود.

تحلیل هفتگی وال استریت با آبتین

این هفته شاهد روند کاهشی در بازار سهام آمریکا، قیمت دلار استرالیا در بازار فارکس و همینطور قیمت بیت کوین در بازار ارز های دیجیتال بودیم. این اتفاقات چقدر به هم وابسته هستند و این قیمت ها و شاخص ها چطور با هم مرتبط هستند؟ ارائه گزارشات مثبت ارنینگ (Earning) مایکروسافت و اپل و تسلا توانست در این بازار قرمز رنگ، برای این سه شرکت رنگ سبز و روند مثبت را به همراه داشته باشد
افزایش نرخ تورم در آمریکا و همچنین اتحادیه اروپا تمایل سیاستگذاران مالی را به سمت سیاست های انقباضی پولی برده تا بتوانند تورم را مهار کنند، این تصمیمات چگونه بر بازارهای مالی جهانی تاثیرگذار خواهد بود؟
برای پاسخ این سوالات شما را مطالعه این مقاله و ویدئو تحلیل هفتگی وال استریت با آبتین دعوت می کنیم.

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

X
X